- آداب و رسوم نوروز در شهریار
در بررسی تاریخی شهرستان كهن و باستانی شهریار ،این شهرستان با سابقه ی چند هزار ساله و به سبب بر خورداری از شرایط ویژه ی اقلیمی خصوصا زمین های مستعد كشاورزی و آب فراوان و هوایی معتدل و خاكی نیكو و باغ ها ، دارای ساكنانی تلاشگر و سخت بوده و مومن بوده است .
جشن نوروز در سراسر ایران جشنی با شكوه و فراگیر و زیبا بوده است و تاكنون نیز از شكوه و عظمت و زیبایی آن چیزی كاسته نشده است و با پذیرش آیین حیات بخش اسلام ، آیین ها وآداب و رسوم آن با باورهای دینی و اعتقادات مذهبی ما الفتی ماندگار و دیرینه یافت و پیوند خورد ، بطوری كه تمام ایرا نیان مسلمان در هنگام تحویل ساده نو ، با حضور در اماكن مذهبی و یا در كنار سفره های هفت سین در كنار دیگر اعضای خانواده دست نیاز به سوی خالق بی نیاز دراز می كنند و در آغاز سالی نو ، با معنویت و صفایی خاص از خداوند می خواهند كه با توجه به شكوفایی و سرسبزی طبیعت و تغییر فصل ، دگرگونی در حال آنها هم به وجود بیاورد و با خود این دعــا را تكرار می كنند كه : «
یا مقلب القلوب و الابصار ،
یا مدبر اللیل و النهار ،
یا محول الحول و الاحوال ،
حول حالنا الی احسن الحال »
سر از نو ، روزی از نو ، روز از نو ، روزگار از نو
تب خورشید از نو ، زندگی از نو ، بهار از نو
در بررسی تاریخی شهرستان كهن و باستانی شهریار این نكته كاملا مشخص است كه این شهرستان با سابقه ی چند هزار ساله و به سبب بر خورداری از شرایط ویژه ی اقلیمی خصوصا زمین های مستعد كشاورزی و آب فراوان و هوایی معتدل و خاكی نیكو و باغ ها و تاكستان های انگور فراوان ، دارای ساكنانی تلاشگر و سخت بوده و مومن بوده است و آغاز بهار همواره برای این مردم سخت كوش و كشاورز ، و هم چنین دامداران منطقه با شور و شوق خاصی همراه بوده است و قطعا زندگی بــا طبیعت را می توان از ویژگی های خوب ساكنان این مناطق دانست ، همان مردمی كه صبح ها همراه با صدای دلنشین خروس از خواب برخاسته و مشغول كار می شدند و با غروب آفتاب ، به خواب می رفتند و قطعا جشن نوروز به شكرانه ی پایان فصل سرما و شروع كشت و كار و دمیدن سبزه ها و گل ها و جاری شدن چشمه ها و جوی های آب و سرسبزی و باروری مراتع و راندن گاوها و گوسفندان از آغل ها به صحرا ، جشنی سراسر شور و شادی و نشاط بوده و هركدام به فراخور وضعیت اقتصادی خانواده ، در برپایی آداب و رسوم آن اهتمامی خاص داشته و برگزاری جشن شكوفایی طبیعت ، موهبتی بزرگ تلقی می شده و با برپایی و زنده نگه داشتن آن ، خود را با آغاز تحول طبیعت سهیم و شریك می كردند كه در اینجا به گوشه ای از این آدابو رسوم اشاره می كنم :
1- خانه تكانی :
مسلما چه قبل و چه بعد از اسلام ، ایرانیان اهتمام خاصی به نظافت شخصی و جمعی و محیط محل زندگی خود داشتند و اعتقاد داشتند برای رفتن به پیشواز سال نو ، باید خانه ها را بروبند ، گرد و غبار از اشیاء و ظروف بگیرند و با پاكیزگی به استقبال بهار بروند .آغاز بهار ، بهترین فرصــت را به وجود می آورد تا مردم پس از گذشت از فصل سرما و كاستن شدن برودت و سرما ، به نظافت منازل و شست و شوی وسایل آن از قبیل فرش ها ، گلیم ها و …بپردازند و معمولا این خانه تكانی ها از هفته ی دوم اسفند – بستگی به و ضعیت هوا – تا یك هفته مانده به عید ادامه داشت . من در دوران كودكی خود شاهد بودم كه بسیاری از همسایگان ما ، دیوارهای گلی منازل خود را با ماده ای به نام « گل گیوه » كه سفیدرنگ بود و آن را با آب مخلوط كرده و با جارو به دیوارهای خانه می مالیدند و دیوارها رنگ سفیدی به خــــــود می گرفت و در صورت مساعد بودن هوا ، چند روز مانده به عید ، كاملا می شــد شاهد این شست و شوها در كنار قنات ها ، موتور خانه ها و جوی های آب بود .
2- شكفتن سبزه ی عید ، نماد خوش یمنی سال نو
مادر بزرگ هنوز هم مثل هر سال دانه ها را خیس می كند و برایمان سبزه سبز می كند . او می داند كه ما معتقدیم كه دستش خوب است و سبزه ای كه برایمان می فرستد « آمد » دارد . این سبزه ها سال هاست كه سفره ی هفت سین ما را مزین كرده است و خوش یمنی و بركت را برای سال نو و زندگی نو ما نوید می دهد . اسفند ، ماه پایانی ز مستان هنگام كاشتن دانه و غله است . كاشتن سبزه ی عید به صورت نمادین و شگون از دیرباز در تمام خانوادهای شهریاری رسم بوده است . در گذشته های دور ، رسم بر آن بوده كه تقریبا دو یا سه هفته مانده به عید ، دانه های گوناگونــــــی را در چند ظرف می كاشتند تا پیش در آمد كشت و كارهای بهاره و تابستانه باشد ، هر كدام از آنها كه در طی دوازده روز نوروز بیش تر و بهتر رشد می كردند ، آن را به فال نیك گرفته و در آن سال ، آن را كشت می كردند و می گفتند كه امسال مثلا سال گندم یا سال جو یا سال عدس و یا سال ماش است .
البته آرام آرام با گسترش شهر نشینی دیگر كاشت این غلات بدین منظور صورت نمی گرفت و فقط یكی از ار كان سفره ی هفت سین محسوب می شد و در شهریار نیــز بسیاری از این دانه ها از قبیل گندم ، عدس ، ماش كشت می شد . معمولا زنان این دا نه ها را در ظرفی ریخته و روی آن را پارچه ای تمیز نم دار می انداختند و آن را در محلی نسبتا گرم قرار می دادند تا كم كم سبز گردد وتنوع و گستردگی انتخاب دانه ها بستگی به میزان سلیقه ی خانواده ها داشت . علاوه بر اینها گاهی جورابی دور كوزه می پیچیدند و تخم شاهی را خیسانده و آن را به ایــــن جوراب می مالیدند و بعد از چندی كه ســـبز می شد ، كوزه جلوه ای بسیار زیبا می یافت .
در گذشته در روز سیزده ی نوروز كه پایان آیین های نوروزی بوده است ، مردم دانه های سبز شده و سبزه ها را در كنار جوی هـــا و رودها برای تبرك و زیبایی می نشاندند تا همچنان سبز باقی بماند ، اما امروزه متاسفانه این سبزه ها در روز سیزده به در كه همگی اعضای خانواده به بیرون از منزل می روند با خود برده و در باغ و كوچه باغ و دشت و بیابان و كوه و … با عنوان پایان نحوست سیزده به دور انداخته می شود و یا آنهایی كه در منزل می مانند این سبزه ها را متاسفانه از پنجره ی آپارتمان ها به خیـابان و كوچه پرتاب می كنند .
3-خرید عید :
به علت عمده اینكه این شهرستان اكثرا كشاورزی بوده و معمولا تمام خریدها و مسافرت ها و مراسم ها قطعا پس از برداشت و فروش محصول انجام می شده است و عمده ترین محل خرید مولوی و یا كوچه ی برلن لاله زار بوده است كه البته گفتنی ست به علت وضعیت خانواده ها بعضا لباس ها یكی دو شماره هم بزرگ تر خریداری می شد.
4-رنگ كردن تخم مرغ :
بسیاری از خانواده ها با كندن ریشه ی رناس از باغ ها و یا با جوشاندن پوست پیاز قرمز ، تخم مرغ رنگ می كردند كه این تخم مرغ ها هم باعث زینت سفره ی هفت سین عید می شد و هم به عنوان عیدی برای كودكان محسوب می گردید .
الف : تخم مرغ بازی :
از سرگرمی ها و بازی های رایج بین نوجوانان و حتی جوانان در ایان نوروز بازی با تخم مرغ بود . دو نفر كه مقابل هم قرار می گرفتند سر تخم مرغ های رنگ كرده و پخته خود را بین دست قرار می دادند و یكی از آنها با تخم مرغ خود به آن ضربه می زد ، اگر تخم مرغ می شكست بازنده و اگر نمی شكست برنده بازی بود .
5- چهار شنبه سوری و مراسم شب چهار شنبه سوری
الف - آتش افروزی
مراسم چهارشنبه سوری كه در گذشته جشنی به عنوان استقبال نوروز یا جشن پیش در آمد یا پیش باز نوروز محسوب می گردیده و برای گریزاندن سرما و فراخوانی گرما در پشت بام ها انجام می شده با این اعتقاد و باور كه تنوره ی آتش و دود ، بر بام ها باعث هدایت فروهر ها به خانه های خود می شود ،به تدریج شكل دیگری به خود گرفته و مردم با فراهم آوردن بوته های خار ، محلی را برای افروختن آتش انتخاب و نزدیكی های غروب آفتاب ، همزمان با آغازتاریكی شب ، بوته ها را آتش زده و از روی آن می پریدند و « زردی من از تو و سرخی تو از من » را با خود تكرار می كردند و در این شب آجیل مخصوصی هم با عنوان « آجیل چهار شنبه سوری » تهیه و بین مردم پخش می كردند . البته متاسفانه امروزه بر پایی این آیین به علت آتش افروزی عده ای با ترقه ها و بمب های دستی و … تبدیل به صحنه ای برای از بین بردن آسایش و امنیت مردم گردیده است و هر ساله متاسفانه شاهد خسارت های فراوان جانی و مالی به مردم هستیم كه باید در این مورد فكری جدی كرد .
ب : مراسم شب چهار شنبه سوری
معمولا پس از پایان آتش افروزی نوبت اجرای سه مراسم می شد كه به ترتیب عبارت بودند از :
1- قاشق زنی : عده ای چادری زنانه به سر كرده و روی خود را می پوشاندند و به درب منازل مراجعه و با زدن قاشق بر روی كاسه ی همراه خود ، از صاحب خانه چیزی طلب می كردند و معمولا صاحب خانه در كاسه ی آنها قدری آجیل یا شكلات یا گردو می ریخت .
2- فال گوش ایستادن : عده ای نیت كرده و پشت در ب خانه و یا پنجره ها فال گوش می ایستادند و به سخنان صاحب خانه گوش می دادند . اگر كسانی كه در خانه بودند از شادی و خوشی و … صحبت می كردند اینها آن را به نیت خوب گرفته و یا بالعكس اگر حرفی از ناراحتی و غم می زدند آنها به فال بد گرفته و بر می گشتند .
3-شال انداختن : عده ای بالای پشت بام خانه ها رفتنه و شال بلندی را از بالای پشت بام به پایین می انداختند و صاحب خانه بنا بر وسع و امكانات خود چیزی در شال پیچیده و به آنها می داد .
این مراسم به شكل زیباتر و جذاب تر ی در آذربایجان با عنوان ( شال ساللاماق) اجرا می شده كه « استاد شهریار» در منظومه ی بسیار زیبای «حیدربابایه سلام » به آن پرداخته كرده است .
6- زیارت اهل قبور
معمولا در پنج شنبه آخر سال مردم به امام زاده ها و گورستان ها و مزار مطهر شهدا با حلوا و میوه و شیرینی به نیت زیارت رفته و برای شادی روح گذشتگان خود آرزوی رحمت و مغفرت می نمایند و با اینكه معمولا همه شـــب های جمعــه امامزاده های شهرستان مملوی از جمعیت است ، اما شب جمعه آخر سال امامزاده ها و مزار مطهر شهیدان خصوصا امامزاده بی بی سكینه ، امامزاده اسماعیل و هادی شهریار و امامزاده ابراهیم ملارد حال و هوای خاصی دارد.
7-چیدن سفره ی هفت سین
ایرانیان در گذشته بنابر آیین زردشت معتقد بودند كه اهورامزدا پیش از آنكه جهان خاكی و آفریدگان آن را بیافریند ، نخست فروهر هر یك را در جهان مینوی عالم بالا آفریده و سپس آن فروهرها را برای نگهداری آفریدگان جهان خاكی فرو فرستاده و پس از مرگ هریك از آن آفریدگان فروهر او دیگر بار به آسمان باز می گردند اما ، هیچ گاه آنچه را و آن كه را كه به هر یك از آنها تعلق داشته ، فراموش نخواهند كرد و هرسال یك بار برای دیدار و سركشی ، به زمین باز می گردند و آن هنگام جشن فروردین و نوروز است . و به همین علت رسم بوده است كه در شب نوروز به قبرستان ها رفته و چراغ یا شمع یا آتش روشن می كردند تا آنها به آسانی به خانه و كاشانه ی خود فرود آیند و در میان انبوه مردگان راه را گم نكنند . و باز هم با توجه به همین اعتقاد خانواده های ایرانی تبركا به احترام این مردگان مقــدس و به نیــت پذیرایی از آنها سفره ی مفصلی می گسترده و بر سر هر سفره هفت سینی بزرگ پر از خوراكی ها و میوه های گوناگون می چیده اند.
اما دیر وقتی ست این اعتقاد شكل عوض كرده و امروزه در كنار این سفره ، هفت چیز كه با « سین » آغاز می شود قرار می دهند كه البته تنوع و انتخاب آنها نیز بسیار جالب و دیدنی ست كه آنها عبارتند از : سیب ، سركه ، سماق ، سمنو ، سنجد ، سیر و سبزه و رسم چیدن سفره ی هفت سین از دیرباز مورد توجه خانواده ها در شهریار بوده است كه به آن به نیت تبرك و تیمن قرآن مجید ، آیینه ، تنگی پر از ماهی های قرمز هم اضافه می شود
8- سنت صله رحم ، دیدار ها
زیباین سنت نوروز اهتمام در صله رحم و دیدار بستگان نزدیك و دور و دوستان و همسایگان بود كه با آغاز جشن های نوروز به ترتیب از دیدار بزرگان فامــیل آغاز می شد ودر اصطلاحی شهریاری به شوخی این دید و بازدیدها تا « فصل توت پزان» یعنی فصل رسیدن توت ها ادامه داشت . طبق این سنت زیبا ، در لحظه ی ساعت تحویل سال نو ، خانه ی بزرگ تر ها پر از فرزندان و نوه ها بود كه همگی با لباس های مرتب و تمیز و نو ، در كنار سفره ی هفت سین مراسم سال تحویل را برگزارمی كردند و بزرگ تر ها معمولا پولی را كه به عنوان تبرك وتیمن در لای قرآن قرار داده بودند به كوچك تر می دهند ، هرچند علیرغم شهر نشینی و مشكلات اقتصادی و مشغله های فراوان قدری سنت دیدارها كم رنگ تر شده است ، اما به جرات می توان گفت در بین خانواده های سنتی و ریشه دار شهرستان ، هنوز این سنت چون گذشته پابرجا و جاری ست . البته گفتنی ست كه در گذشته معمولا عیدی ، یك جفت جوراب یا دستمال ، تخم مرغ های رنگ كرده و به ندرت هم پول های سكه ای بود كه امروز جــای تقریبا جای همه ی آنها را اسكناس های نوی صد ، دویست یا پانصد یا هزار تومانی ویا بیشتر گرفته است و كادو نیز مرسوم است . اما دریافت یك اسكناس تانخورده لای قرآنی از دست پدر بزرگ و مادر بزرگ یا پدر و مادر و بزرگ تر فامیل برای خودش لذتی داشت و هنوز هم دارد.سفره ها ی هفت سین معمولا تا سیزده بدر در منازل پهن بود و بعد از آن ، نسبت به جمع آوری آن اقدام می كردند .
9- برگزاری آیین مذهبی عید اول :
معمولا كسانی كه در طول سال یكی ازبستگان خود را از دست داده اند و در این فاصله تا عید نوروز ، عید دیگری مانند عید فطر ، قربان ، غدیر و.. نداشته اند ، بستگان و همسایه ها روز اول عید را به عنوان سرسلامتی و قرائت فاتحه به عنوان عید اول به منزل آنها می روند و در بعضی از نقاط شهریار كه برای نمونه می توان به « كرشته » اشاره كرد ، با توافق بزرگ تر های محل معمولا خانواده ها مراسم عید اول را در مسجد محل برگزار می كنند و مردم برای قرائت فاتحه و طلب آمرزش و تسلیت و سر سلامتی باز ماندگان در روز اول عید به مسجد می روند و در آنجا پذیرایی می شوند . این مراسم معمولا چند ساعتی ادامه دارد .
10- دستگیری از فقرا و مستمندان :
آیین جوانمردی و دستگیری از نیاز مندان از شعارهای تمام ایرانیان راستین بوده است و با پذیرش دین مبین اسلام و امامت مولای متقیان حضرت علی (ع) ، اقتدا به آن حضرت در دستگیری نیازمندان و فقرا ، افتخاری بزرگ محسوب می گردیده و در روایت های متعددی از معصومین توصیه و سفارش جدی به انجام آن شده است و این ایام یكی از بهترین فرصت ها برای این كمك ها بوده است تا خانواده های نیاز مند به كمك افراد نوع دوست و خیر بتوانند آبرومندانه مراسم عید را برگزار كنند و كمك در جهت خرید وسایل زندگی ، خورد و خوراك ، لباس و پوشاك و … رسمی زیبا و خداپسندانه در بین مردم موحد و خواجوی شهرستان شهریار بوده و خواهد بود .
11- عیدی برون :
معمولا خانواده هایی كه برای پسرشان نامزده كرده ولی هنوز عروس خود را به خـــانه نبرده اند در شب عید یك سینی پر از خوردنی شامل غذا ، سبزی خوردن ، قدری میوه و تنقلات… به رسم شگون در یك سینی بزرگ توسط یكی از بزرگ تر های خانوادهی داماد برای خانواده عروس می فرستند و در روز عید ، داماد برای خود عروس و خانواده ی او خلعتی یا عیدی می برد و با كلی خواهش و تمنا از خانواده عروس اجازه می گیرد تا هم دیداری با عروس داشته باشد و هم با او سری به خانواده ی فامیل بزند .
12- سیزده به در:
درواقع سیزده بدر پایان تعطیلات نوروز را خبر می داد و انهایی كه توانایی داشتند سعی می كردند این روز را دركنار اعضای خانواده در خارج از خانه بگذرانند .
شهریار از دیر باز به علت داشتن جاذبه های طبیعی ، باغ ها ی سرسبــز ، تاكستان ها ، مزارع و كشت زارها و كوچه باغ های قشنگ و جوی های پر آبش ، در روز سیزده بدر پذیرایی جمعیت فراوانی بود كه برای گذراندن این روز به این منطقه می آمده اند .
با توجه به اینكه بسیاری از اهالی دارای باغ هستند معمولا با اعضای خانواده و بستگان برای گذراندن روزی سراسر با شاد و بانشاط به باغ های خود رفته و تلاش می كردند كه « سیزده خود را به در كنند» و معمولا پختن آش سیزده بدر در بین خانواده ها در این روز رسم بود ه است ، هرچند كه برای این روز غذای خاص و مخصوصی مرسوم نبوده و بنا به ذوق و سلیقه و امكانات خانواده نسبت به تهیه و تدارك غذا اقدام می كردند .
منبع :
۱- شهریار سرزمینی ایستاده در رهگذر تاریخُ محمد هژبری و احمد فرجی
۲- نوروز جشن آیین شکرگزاری ُ احمد فرجی
http://harfhaye-man.blogfa.com/post-280.aspx